مهارت های مقابله ای و شکل گیری هویت

نقش مهارت های مقابله ای در نحوه ی شکل گیری هویت

نتايج بررسي هاي انجام شده در زمينه ي شکل گيري هويت بيانگر آن است که افراد با زمينه هاي فکري و اجتماعي متفاوت، همگي از شکل ثابتي براي شکل گيري هويت خود استفاده مي کنند که وابسته به نحوه ي استفاده ي آن ها از مهارت هاي مقابله اي در برخورد با مسائل زندگي است و بر همين مبنا سه سبک هويتي مطرح شده است.
بر اين اساس افرادي که در وضعيت کسب هويت و تعليق قرار مي گيرند، معمولاً در برخورد با مسائل زندگي از سبک اطلاعاتي استفاده مي کنند. روش مقابله اي اين افراد به گونه اي است که اغلب فعالانه در محيط پيرامون خود جست وجو مي کنند و زماني که بايد تصميماتي درباره ي هويت خود و يا حل مشکلات شخصي شان بگيرند، تلاش مي کنند تا اطلاعات خود را گسترش دهند و از نتايج حاصل از آن جهت تصميم گيري بهره مند شوند. زماني که اين افراد اطلاعاتي متفاوت با باورهاي قبلي خود از ديگران مي گيرند، سعي مي کنند ساختارهاي فکري خود را با آن تطبيق دهند و يا اصلاح کنند.
هم چنين افرادي که در وضعيت تفويض اختيار هستند از يک سبک هنجاري استفاده مي کنند. روش مقابله اي اين افراد مطابقت داشتن با ديگران و هم چنين اجراي دستورالعمل ها و انتظارات افراد مهم در زندگي شان (مانند والدين و گروه هاي مورد علاقه ي آن ها) است. در واقع آن ها به جاي تغيير و اصلاح ساختارهاي فکري خود سعي در پروراندن و تأييد آن ها دارند. اين افراد در مقابل اطلاعات و تجاربي که باورهاي دروني شان را بي اعتبار مي کند به شدت مقاوم اند و آن ها را تحريف مي کنند. در واقع يک ساختار تفکري غيرمنعطف با توانايي محدود اصلاح نتايج در آن ها وجود دارد. افراد در وضعيت تفويض اختيار تمايل به گرفتن کمک از ديگران براي حل مسائل خود دارند. در واقع يک ديدگاه مقاوم به تغيير در سيستم اطلاعات آن ها مشاهده مي شود و علاقه ي زيادي به افراد قدرتمند دارند. سبک هنجاري با وضعيت تفويض اختيار در تمايل به مشابه بودن سيستم باورها و ارزش هاي فرد با افراد مهم زندگي بسيار نزديک مي شود. هم چنين تحقيقات نشان داده است که افراد در وضعيت هويت تفويض اختيار، تمايل به اجتناب از مقابله ي مستقيم با مشکلات دارند و براي حل مسائل خود بيش تر روي کمک گرفتن از ديگران حساب مي کنند.
و بالاخره افرادي که در وضعيت هويت سردرگم هستند از سبک هويت سردرگم / اجتنابي استفاده مي کنند. آن ها يک روش مقابله اي مبتني بر اجتناب مستقيم از مشکلات شخصي و پاسخ گويي به سؤالات مربوط به هويت دارند. اين سبک با مسامحه کاري و به تأخير انداختن حل مشکلات تا حد ممکن مشخص مي شود. واکنش هاي رفتاري در اين افراد بيش تر بر اساس ميزان لذت بردن از آن فعاليت تعيين مي شود تا توجه به نتايج کوتاه مدت و يا بلند مدت آن.

منظور از مهارت هاي مقابله اي در بحث هويت چيست؟

نظريات جديد در رابطه با هويت، مفهوم پيچيده ي بحران هويت را در مفهوم ساده تري، يعني توانايي افراد در مقابله با موضوعات روزمره ي زندگي، با تأکيد بر مهارت حل مسئله تبيين کرده اند. ارزش چنين ديدگاه هايي در کاربردي بودن آن هاست، زيرا زماني که ما بتوانيم مشکلات مربوط به دوره ي نوجواني خصوصاً بحران هويت را بر اساس ميزان توانايي افراد در برخورد با استرس هاي محيطي ارزيابي کنيم، بدين وسيله راه براي مداخله هايي نظير آموزش مهارت هاي مقابله اي کارآمد نظير حل مسئله، جهت پيشگيري از مشکلات مربوط به اين دوره ي رشدي، هموار مي شود.
مهارت هاي مقابله اي شامل تغييرات مداوم در تفکر و رفتار افراد براي اداره ي فشارهاي دروني و يا بيروني است. اين مهارت ها يکي از منابع مهم افراد براي حفظ بهداشت روان و پيشگيري از ابتلا به اختلالات رواني اند. مقابله، يک فرايند فعال و
پوياست که مدام تغيير مي کند و هر زمان که فرد در برخورد با مسائل جديد در زندگي دچار يک ناهماهنگي يا عدم تعادل شود و روش هاي قبلي برخورد او با مسائل زندگي نتوانند پاسخگوي وضعيت جديد او باشند، اين مهارت ها در جهت برطرف کردن آن عدم تعادل عمل مي کنند.
مکانيسم هاي مقابله اي را مي توان مجموعه اي از عملکردها در نظر گرفت که قادرند فرد را براي تحمل، اجتناب و يا به حداقل رساندن اثرات استرس ياري کنند. محققان در اين زمينه معتقدند که روش هاي مقابله اي را مي توان به عنوان کوشش هاي فکري و رفتاري براي اداره کردن تغييرات دروني و بيروني در نظر گرفت، زيرا اين تغييرات موجب ايجاد استرس در فرد مي شوند و مقابله راهي براي کنترل کردن اين استرس هاست. بنابراين مقابله يک پروسه ي فعال و پوياست که بايد بر اساس تغييرات محيطي به طور مداوم تغيير کند.
مهارت هاي مقابله اي را مي توان بر اساس عملکرد آن ها به دو گروه اصلي مقابله هاي مسئله مدار و مقابله هاي هيجان مدار، تقسيم بندي کرد. مقابله هاي مسئله مدار شامل کوشش هاي مستقيم در جهت تغيير يا اصلاح موقعيت هايي است که در فرد يا محيط، استرس زا تلقي مي شوند. اين روش ها با وجود آن که گوناگون هستند همگي تحت عنوان مقابله هاي مسئله مدار توصيف شده اند. گروه دوم به اداره و تنظيم نتايج هيجانيِ همراه با استرس ها مي پردازند، که اين گروه تحت عنوان مقابله هاي هيجان مدار توصيف شده اند. تحقيقات نشان داده اند که مقابله هاي مسئله مدار در سازگاري با حوادث و سوانح، بسيار اهميت دارند.
افراد داراي سلامت روان معمولاً در موقعيت هايي جدال برانگيز از مقابله هاي متمرکز بر مشکل يا مسئله مدار بيش تر استفاده مي کنند، در حالي که در موقعيت هايي که به عنوان واقعيت هاي غيرقابل تغيير در نظر گرفته مي شوند (مانند مرگ يکي از عزيزان) از مقابله هاي متمرکز بر هيجان بيش تر استفاده مي کنند. همان طور که گفته شد مقابله، عملکرد رفتاري و با تفکر هدفداري است که براي اداره ي تغييرات دروني و بيروني طرح ريزي شده. در اين مفهوم، مقابله محدود به نتايج موفقيت آميز نمي شود بلکه شامل هر نوع کوشش هدفمندي است که براي کنترل فشارها، به رغم مؤثر بودن يا نبودن، مي شود.
در رابطه با نحوه ي شکل گيري روش هاي مقابله با استرس در افراد، نظريات مختلفي وجود دارد. عده اي از محققان، رفتارهاي مقابله را بر اساس واکنش هاي اوليه ي انسان به خطرات موجود در محيط زندگيش در نظر مي گيرند. اين طبقه بندي بر اين فرض استوار است که انسان ها از ابتداي پيدايش در برخورد با استرس هاي محيطي و در پاسخ هاي اوليه به محرک هاي خاص از سه روش کلي حمله، دفاع يا فرار استفاده مي کردند و به نظر مي رسد که با توجه به پيشرفت علوم در همه ي زمينه ها و افزايش توانايي انسان در برخورد با محيط پيرامونش هنوز هم مي توان رفتارهاي مقابله اي انسان ها را در همين سه گروه جاي داد.
گروه ديگري از محققان، رفتارهاي مقابله اي را ناشي از يادگيري هاي انسان مي دانند و معتقدند که روش هاي مقابله با استرس هاي محيطي، مشابه رفتارهاي ديگر انسان، بر اساس الگوهاي يادگيري (مانند شرطي شدن کلاسيک و شرطي شدن عامل يا کنشگر) شکل مي گيرند.
هم چنين مي توان روش هاي مقابله اي را بر اساس روش هاي جذب و انطباق توصيف کرد. جذب، کسب تجارب تازه از محيط پيرامون و انطباق، ايجاد هماهنگي بين معلومات جديد با اطلاعات قبلي و خواسته هاي واقعي در زندگي است. و تعامل اين دو فرايند، ساختار تفکر فرد را مي سازد.
گروهي از نظريه پردازان بر اين باورند که رفتارهاي هر فرد از تعامل سه بخش مهم در شخصيت او ناشي مي شوند. يک قسمت مربوط به تلاش در جهت برطرف کردن فوري غرايز و خواسته هاي انساني است و بخش ديگر تأکيد بر بايدها و نبايدهاي ياد گرفته شده از والدين و اجتماع دارد و در نهايت بخش سوم با استفاده از استدلال و منطق سعي دارد که نيازها و غرايز انساني را با در نظر گرفتن باورها و محدوديت هاي اخلاقي و وجداني برطرف کند. بنابراين مي توان روش هاي مقابله را بر اساس عملکرد اين سه حوزه تعريف کرد. در واقع روش هاي مقابله اي در اين نظريات، تفکرات منطقي است که سعي دارد بر اساس آرمان ها و ارزش هاي دروني شده و يا همان وجدان اخلاقي، غرايز و خواسته هاي خود را برطرف کند. پس نقش اين سه قلمرو در فرايند مقابله به اين ترتيب است که با استفاده از يک سيستم حل مسئله، از روش هاي مختلف نظير جنگ وگريز و يا اجتناب جهت انطباق غرايز با وجدان اخلاقي استفاده مي شود. در واقع مکانيسم هاي مقابله اي راه هايي هستند که از طريق آن ها با استفاده از آزمودن واقعیت های موجود در زندگی فرد، تعارض ها حل می شوند. از دیدگاه رشدي که معتقد است در هر مرحله از زندگي، انسان ها توانمدي هاي خاصي را پيدا مي کنند و بر اساس آن، وظايف جديدي بر عهده ي آن ها گذاشته مي شود. اين مکانيسم ها وابسته به نحوه ي گذر مناسب از
دوران هاي رشدي و تسلط يافتن بر وظايف مربوط به آن دوران است. بر اين اساس تسلط موفقيت آميز در هر دوره با رشد روش هاي مقابله اي مناسب مربوط به آن دوره ارتباط دارد. تحقيقات نشان داده است که رشد روش هاي مقابله اي مناسب اين مسئله با افزايش اعتماد به نفس و احساس کفايت در فرد مرتبط است.

عملکرد اصلي مهارت هاي مقابله اي چيست؟

سه عملکرد اصلي مقابله عبارتند از:
1- توصيف مجدد از مفهوم فشار به منظور اداره کردن موقعيت (ارزيابي مجدد موقعيت).
2- کنترل کردن تنشي که ناشي از تجربه ي فشارهاست (مقابله ي متمرکز بر هيجان).
3- عملکرد مستقيم براي کاهش فشارهاي موجود در زندگي و يا افزايش منابع به منظور اداره کردن موقعيت استرس زا.
بنابراين جهت حل تنش هاي موجود و ارائه ي راه حل هاي کارآمد، سه عامل اساسي يعني فهم و درک موقعيت فشارزا، انجام دادن راهکارهاي مناسب و بالاخره توانايي در جهت کنترل هيجانات ناشي از اين فشار، نقش مهمي را ايفا مي کنند. اين تقسيم بندي اغلب تحت عنوان کلي مقابله هاي متمرکز بر هيجان و مقابله هاي متمرکز بر مشکل طبقه بندي مي شود.
مقابله هاي متمرکز بر هيجان شامل عملکردهايي مانند رفتن به سمت ديگران و درخواست حمايت هيجاني، کوشش براي نگران نبودن و توجه به موضوعات مثبت به منظور کاهش هيجانات منفي ناشي از آن استرس است. و مقابله هاي متمرکز بر مشکل شامل جست و جوي اطلاعات، جست و جوي حمايت اجتماعي و کوشش براي عمل کردن به روش ديگر جهت حل آن مشکل و در نهايت اجتناب از موقعيت هاي استرس زاست.
در روش حل مسئله که يکي از مهم ترين مقابله هاي متمرکز بر مشکل است، سه فرايند اتفاق مي افتد که تحقيقات نشان داده است موجب تسهيل دوره ي کاوش و جست و جو در مرحله ي شکل گيري هويت اند و به حل سريع تر بحران هويت و در نهايت رسيدن به مرحله ي کسب هويت کمک مي کنند.
اين فرايند ها عبارتند از:

1- خلاقيت:

که به معناي توانمندي فرد در نوآوري و ابداع روش هاي جديد در برخورد با موقعيت هاي زندگي و انتخاب مناسب از بين آن هاست.

2- قضاوت:

که به معناي توانايي فرد در توجه هم زمان به جنبه هاي مختلف يک مسئله و انتخاب بهترين راه حل بر اساس مزايا و معايب و توجه به جنبه هاي مثبت و منفي هر موقعيت است.

3- ارزشيابي بحراني:

که منظور از آن توانايي در بررسي کردن موضوعات مختلف و تمايل به تغيير انتخاب هاي قبلي خود در زندگي، در صورت نياز است.
در واقع افراد با استفاده از روش هاي مقابله اي هيجان مدار ابتدا بر هيجانات ناشي از يک استرس غلبه مي کنند، و سپس در شرايط مساعد با استفاده از روش هاي مقابله اي مسئله مدار اين مشکلات را از ميان بر مي دارند. بنابراين افراد با استفاده از روش هاي مقابله اي مي توانند بر مشکلات پيرامون خود غلبه کنند و از اين طريق با افزايش کيفيت زندگي خود احساس خوشبختي بيش تري داشته باشند.

ارتباط مهارت هاي مقابله اي با هر يک از سبک هاي هويتي چگونه است؟

هويت افراد ساختاري است که از تعامل محيط اجتماعي فعلي فرد با باورهاي ناشي از تجارب گذشته ي او شکل مي گيرد. با توجه به اين که انسان ها روش هاي مختلف رفتاري را در برخورد با دنياي اطراف شان انتخاب مي کنند، قادرند يکي از سه سبک هويتي يا روش برخورد با استرس هاي محيطي را که براي آن ها مناسب تر است، برگزينند. هر چند که عوامل محيطي، تقاضاهاي اجتماعي و ترجيحات شخصي در انتخاب يک سبک هويتي نقش اساسي دارد، ولي همه ي افراد سالم و بالغ قادر هستند که از هر سه سبک استفاده کنند.
روش هاي برخورد با استرس هاي محيطي مي توانند در سه سطح متفاوت عمل کنند. اولين و مهم ترين سطح شامل رفتارهايي است که افراد در برخورد با مشکلات روزانه انجام مي دهند. دومين سطح شامل مجموعه اي سازمان يافته و کلي تر از روش هايي است که فرد معمولاً در برخورد با موضوعات اجتماعي انتخاب مي کند و بالاخره سطح سوم اشاره به روش هايي دارد که به هويت و يا باورها و عقايد زيربنايي افراد مربوط است. سبک هاي هويتي در هر سه سطح و عمدتاً بر اساس شيوه هاي مقابله اي فرد در برخورد با مسائل و مشکلات شکل مي گيرند.
براي روشن تر شدن ارتباط بين سبک هاي هويتي و روش هاي مقابله اي و تصميم گيري، مي توان به تحقيقي که بر روي چهارصد و هفتاد
نوجوان هجده و نوزده ساله در اولين ماه ورود به دانشگاه انجام گرفت، اشاره کرد که نتايج آن در جدول 1 ارائه شده است.
جدول 1- ارتباط بین روش های مقابله ای و تصمیم گیری با سبک های هویتی

سبک هویتی

استراتژی های مقابله ای و تصمیم گیری

اطلاعاتی

تصمیم گیری هوشیارانه

 

مقابله ی متمرکز بر حل مسئله

 

ارزیابی مجدد موقعیت

هنجاری

جست و جو کردن حمایت های اجتماعی

 

تدافعی عمل کردن

 

تلاش در جهت تأیید خود

سردرگم / اجتنابی

مسامحه کاری در تصمیم گیری

 

بدون تفکر واکنش سریع نشان دادن


همان طور که مشاهده مي شود نتايج اين تحقيق بيانگر ارتباط هر يک از سبک هاي هويتي با گروه خاصي از روش هاي مقابله اي است. بر اين اساس افراد با سبک اطلاعاتي، بيش تر از مکانيسم هاي متمرکز بر حل مسئله و افراد با سبک هنجاري، بيش تر از مکانيسم هاي گرايش به سوي ديگران براي حل مسائل خود يا در واقع روش هاي هيجان مدار استفاده مي کنند. هم چنين بر اساس نتايج اين تحقيق افراد با سبک سردرگم / اجتنابي مکانيسم هاي مسامحه و تأخير در درگيري مستقيم با مسائل را انتخاب مي کنند. آن ها در واقع نه براي حل مشکلات خود تلاشي مي کنند و نه حتي سعي در کاهش هيجانات منفي ناشي از استرس دارند. اين افراد با به تأخير انداختن توجه به مسائل پيرامون خود اميدوارند که مشکلات يا به خودي خود و يا توسط ديگران حل شوند. به همين دليل است که اين افراد در خطر بيماري هاي رواني و مشکلات رفتاري قرار دارند.

آيا بين استفاده از مهارت هاي مقابله اي مختلف و سلامت روان ارتباطي وجود دارد؟

شايد با قاطعيت نتوان گفت که کدام روش مقاله اي بهتر از ديگري است، هر چند مشخص شده است که رابطه ي بين سلامت روان و مکانيسم هاي مقابله ي مسئله مدار بيش تر از مکانيسم هاي مقابله ي هيجان مدار است.
همان طور که در جدول شماره ي 2 مشاهده مي شود، روش هاي مختلف مقابله اي بر سلامت روان افراد اثرات متفاوتي دارد. به طور مثال:
استفاده از روش حل مسئله از طريق خانواده در دختران و پسران موجب کاهش افسردگي در آن ها مي شود، ولي همين روش در دختران موجب کاهش اضطراب و در پسران باعث افزايش اضطراب مي شود.
تخليه ي احساسي در هر دو جنس منجر به افزايش اضطراب مي شود، هر چند که اين روش در دختران افزايش خُلق افسرده را نيز سبب مي شود.
هم چنين تفريح و کار در مدرسه خُلق افسرده را در دختران و پسران کاهش مي دهد.
جدول 2- ارتباط بین روش های مقابله ای با سلات روان در پسران و دختران

 

روابط اجتماعی

حل مسئله از طریق خانواده

تخلیه ی احساسی

اعتماد به خود

شوخی

تفریح

آرامش

کار در مدرسه

پسر

 

 

 

 

 

 

 

 

اضطراب

03/0

16/0

19/0

01/0

01/0-

03/0-

13/0

04/0-

خلق افسرده

13/0-

28/0-

13/0

08/0

12/0-

13/0-

19/0

04/0-

دختر

 

 

 

 

 

 

 

 

اضطراب

17/0

27/0-

19/0

10/0

12/0-

02/0-

 

 

خلق افسرده

02/0-

28/0-

25/0

13/0-

27/0-

02/0-

10/0

19/0-


همان طور که در جدول شماره 2 مشاهده مي شود بعضي از اين روش ها در دو جنس تأثيرات متفاوتي دارند. به طور کلي تفاوت هاي جنسيتي در استفاده از روش هاي مقابله اي در تحقيقات زيادي مورد بررسي قرار گرفته است. هر چند که نتايج تحقيقات تا حدودي متناقض است، اما در بعضي از آنها تفاوت بسيار کمي بين دو جنس در استفاده از نوع مقابله ها گزارش شده، در حالي که تحقيقات ديگر تفاوت هاي زيادي را گزارش داده اند. به طور متوسط دختران بيش تر از پسران احتمال دارد که از روش هاي بي توجهي و کناره گيري اجتماعي استفاده کنند.
درباره ي سودمندي روش هاي مقابله اي در کاهش اثرات منفي هيجانات ناشي از استرس در دختران و پسران نيز نتايج همگون نيستند. در دختران روش مقابله اي بيان هيجاني و در پسران روش تسليم سودمندتر است. هم چنين تفاوت هايي در استفاده از روش هاي مقابله اي در بين کودکان سال هاي آغاز دبستان و نوجوانان گزارش شده است. البته بايد توجه داشت که اين تحقيقات اغلب در پاسخ به استرس هاي فرضي بوده است. مانند اين که، چگونه آن ها با يک استرس روزانه نظير شکست در مدرسه و يا تعارض با والدين و همسالان برخورد مي کنند. بنابراين نتايج اين تحقيقات را نمي توان با اطمينان به موقعيت هاي واقعي زندگي افراد تعميم داد. ولي در مجموع در پاسخ به اين سؤال مي توان گفت که هر چند ارتباط بين استفاده از روش هاي مقابله اي و بهداشت روان تا حد زيادي وابسته به عوامل مختلفي نظير جنس و سن است، ولي در مجموع اکثر تحقيقات بر اين مسئله تأکيد دارند که استفاده از روش هاي مقابله اي مسئله مدار با سلامت روان ارتباط بيش تري دارد.

نحوه ي استفاده ي نوجوانان از مهارت هاي مقابله اي چگونه است؟

با وجود آن که بيش تر نوجوانان در گذر از اين دوران مشکلات زيادي را تجربه مي کنند، درصد زيادي از آنان بين دوازده تا هجده سالگي مقابله هاي خوبي با تغييرات فيزيولوژي، رواني و اجتماعي خود دارند. به همين دليل علاقه ي زيادي به تحقيق در مورد روش هاي مقابله اي نوجوانان به وجود آمده است.
اکثر محققان بر اين مسئله تأکيد دارند که حوادث استرس زا در زندگي کودکان و نوجوانان (نظير مرگ والدين) تا حد زيادي با مشکلات رفتاري و هيجاني آن ها ارتباط دارد. هر چند که نبايد اين مسئله را ناديده گرفت که تفاوت هاي فردي ناشي از تفاوت در ميزان منابع در دسترس (مانند ميزان حمايت هاي خانوادگي و دوستان) و يا کيفيت روش هاي مقابله اي که کودکان و نوجوانان در برخورد با حوادث استرس زا از آن ها استفاده مي کنند، مي تواند تأثير به سزايي در پيامد اين حوادث بر زندگي آن ها داشته باشد. مطالعات نشان داده است که کوشش هاي نوجوانان براي حل مسائل موجود در زندگي شان با کاهش اثرات منفي ناشي از حوادث استرس زاي محيطي، مانند مشکلات در روابط بين فردي و مشکلات تحصيلي، ارتباط دارد.
به طور مثال در رابطه با مکانيسم حل مسئله در نوجوانان، توانايي در پيدا کردن مجموعه اي از راه حل هاي گوناگون و متنوع براي برطرف کردن مشکلات بين فردي، محتواي اصلي روش مقابله اي حل مسئله است. تحقيقات نشان داده که اين مسئله با سازگاري رفتاري در کودکان و نوجوانان ارتباط زيادي دارد. بدين صورت نوجواناني که مشکلات رفتاري و هيجاني بيش تري دارند معمولاً از راه حل هاي کم تري استفاده مي کنند. بر عکس، نوجواناني که مشکلات کم تري دارند معمولاً سعي مي کنند که براي حل مسائل خود به راه حل هاي بيش تري بينديشند و از بين آن ها بهترين را انتخاب کنند.
اهميت استفاده از مکانيسم هاي مختلف مقابله اي، در دوران نوجواني به حدّي است که در بسياري از نظريات، شکل گيري هويت را که وظيفه ي اصلي دوران نوجواني است، بر اساس استفاده از اين مکانيسم ها تبيين کرده اند.
منبع مقاله : 
غرایی، بنفشه؛ (1387) بحران هویت و مهارت های مقابله ای (نظریه ها و راهبردها)، تهران: نشر قطره
 
منبع: http://rasekhoon.net/
مطالب مرتبط

مهارتهای مقابله ای چیست؟

 

۱ مقدمه

با گسترش تكنولوژی و شرایط گذار از جامعه سنتی به جامعه صنعتی به حجم دشواری ها و رنج های انسان ها افزوده شده است و عوارضی چون اضطراب، افسردگی، خودكشی، اعتیاد، طلاق، فرار از تحصیل، احساس پوچی و... را بیشتر از گذشته شاهد هستیم. به موازات این دشواری ها روانشناسان و پژوهشگران راه های ارزشمندی را در پیش چشم انسان های خواستار سلامت گشوده اند كه تأمین كننده بهداشت روانی آنها باشد. از نظر جورج آلبی (۱۹۸۲) یكی از مؤلفه های اساسی بهداشت روانی مهارت های مقابله ای است، در این نوشته به بررسی این عامل مهم پرداخته شده است.

۲ تعریف

از دیدگاه لازاروس و فولكمن (۱۹۸۴) مقابله عبارت است از: تلاش های فكری، هیجانی و رفتاری فرد كه هنگام رو به رو شدن با فشارهای روانی به منظور غلبه كردن، تحمل كردن و یا به حداقل رساندن عوارض استرس به كار گرفته می شود (دافعی ۱۳۷۶).

مقابله، نیازمند بسیج و آماده سازی نیروها و انرژی فرد است كه با آموزش و تلاش به دست می آید، لذا با كارهایی كه به طور خودكار انجام می شود تفاوت اساسی دارد.

۳ تدابیر و منابع مقابله ای

تدابیر مقابله ای افكار و رفتارهایی هستند كه پس از روبه رو شدن فرد با رویداد استرس زا به كار گرفته می شوند در حالی كه منابع مقابله ای ویژگی های خود شخص هستند كه قبل از وقوع استرس وجود دارند، مانند برخورداری از عزت نفس، احساس تسلط بر موقعیت، سبك های شناختی، منبع كنترل، خوداثربخشی و توانایی حل مسئله (وفایی بوربور ۱۳۷۸). از جمله امور مهم در این رابطه ارزیابی فرد از توانایی های خودش برای رویارویی با مسئله است. این ارزیابی ها ممكن است مطابق با واقعیت و توانایی های واقعی فرد باشد و یا مطابق با واقعیت و توانایی های او نباشد، ولی هر چه هست برداشت های فرد از توانایی ها و قابلیت هایش تعیین كننده اصلی برای مقابله با دشواری ها می باشد. اگر فرد احساس ناتوانی بكند با وجود همه مهارت هایی كه آموخته نخواهد توانست از عهده مشكل برآید. ارزیابی افراد از توانایی خود برای رویارویی با مسائل طی سه مرحله شكل می گیرد كه در شكل دادن به رفتارهای مقابله ای خیلی مؤثر است:

در این مرحله فرد به ارزیابی موقعیت پیش بینی كننده استرس و تهدید می پردازد. مثلاً شخص این سئوال را از خود می پرسد كه آیا موقعیت تهدیدكننده است یا خیر؟

در این مرحله فرد به ارزیابی توانایی خود جهت انجام دادن كاری در ارتباط با موقعیت استرس زا می پردازد، در این باره فرد از خود می پرسد برای حل مسئله پیش آمده چه می توان كرد؟

در مرحله سوم فرد به ارزیابی مجدد موقعیت می پردازد كه آیا قضاوت او از موقعیت یا منابع موجود برای رویارویی درست بوده است یا نه. او رفتارهای خود را بر این اساس تعدیل و بازسازی می كند (دافعی ۱۳۷۶).

۳ انواع مقابله

به طور كلی در برخورد با وضعیت های استرس زا دو نوع مقابله از طرف افراد به كار گرفته می شود:

مقابله های كارآمد

مقابله های ناكارآمد

آنچه تحت عنوان مهارت های مقابله ای مطرح می شود همان روش های برخورد با مسائل است كه از طرف فرد به طور آگاهانه طراحی و به اجرا درمی آید و نتیجه آن حل مسئله و یا افزایش ظرفیت روانشناختی فرد برای از سرگذراندن موفقیت آمیز شرایط بحرانی و دور ماندن از آسیب های ناشی از بحران های روحی پیش آمده است. مقابله های ناكارآمد نیز تلاش هایی هستند كه گرچه برای مقابله با شرایط دشوار به كار گرفته می شوند ولی نوعاً به بدتر شدن اوضاع و پیچیده تر شدن وضعیت منجر می شوند، لذا نمی توان از این دسته مقابله ها به مهارت تعبیر كرد. مثلاً فردی كه برای كاستن از استرس به مواد مخدر روی می آورد، گرچه نوعی مقابله با استرس و هیجان منفی در كوتاه مدت به وقوع می پیوندد ولی باید هزینه این لذت های كوتاه مدت را به صورت تحمل اعتیاد و عوارض شوم آن بپردازد (ریو ۱۹۹۷ ترجمه سید محمدی ۱۳۷۶).

۳ ۱ انواع مقابله های كارآمد

مقابله های مؤثر و كارآمد كه ما را در برابر استرس ها و شرایط دشوار یاری می دهند به دو دسته تقسیم می شوند:

۳ ۱ ۱ مقابله متمركز بر مسئله

مقابله های متمركز بر مسئله، عبارت از عملكرد های مستقیم فكری و رفتاری فرد می باشد كه به منظور تغییر و اصلاح شرایط تهدید كننده محیطی انجام می شود. به بیان دیگر مقابله متمركز بر مسئله به تلاش های فرد برای تغییر وضعیت و گلاویزی مستقیم با مشكل مربوط می شود.(پاری ۱۹۹۱ ترجمه مقدسی ۱۳۷۵).

هیچ كس بدون كوشش نمی تواند به چیزی دست یابد. تصمیم گیری در مورد این كه فرد هنگام استرس چه كار باید بكند نیازمند به قضاوت خود او است، كه این قضاوت ها متأسفانه به وسیله هیجانات منفی كه در اثر تجارب منفی گذشته به وجود آمده اند تحت تأثیر قرار می گیرند. مثلاً فردی كه بحران زده است اگر در گذشته به ندرت تجربه ای موفقیت آمیز در تأثیر گذاردن بر دنیا برای تغییر اوضاع داشته و علاوه بر آن افسردگی در او تولید ناامیدی كرده باشد احتمالاً حتی با وجود كارهای فراوانی كه می تواند برای اصلاح وضعیت خود انجام بدهد در صدد مقابله با مسئله برنمی آید. این افراد به جای این كه خود را بازیگر نقش اصلی در زندگی بدانند خود را قربانی اعمال، رفتار و تلقینات دیگران می دانند. ناباوری نسبت به كارایی خود مانع بزرگی برای حل مسئله است، چون در این حالت فرد كمترین تلاشی برای حل مسئله انجام نمی دهد (پاری ۱۹۹۱ ترجمه مقدسی ۱۳۷۵).

كامپاز و همكاران (۱۹۸۸) در پژوهشی كه در زمینه چگونگی رویارویی نوجوانان با تنش ها انجام دادند به این نتیجه رسیدند كه افراد در موقعیت هایی كه از روش متمركز بر مسئله استفاده می كنند كنترل بیشتری بر آن موقعیت ها دارند. آنها خاطر نشان كردند كه نوجوانان در رویارویی با رویدادهای تنش زای تحصیلی بیشتر از روش متمركز بر مسئله استفاده می كنند، چون فكر می كنند این تنش ها بیشتر قابل كنترل هستند و بر عكس در رویدادهای تنش زای اجتماعی به این دلیل كه كمتر قابل كنترل هستند عمدتاً روش متمركز بر هیجان به كار گرفته می شود.

در پژوهشی كه والینگ و مارتینك (۱۹۹۵) انجام داده اند نتیجه گرفتند افرادی كه دچار استیصال می شوند در فعالیت های بدنی و تحصیلی خود كنترل كمتری بر موقعیت دارند. آنها اضافه كردند دانش آموزانی كه احساس می كنند بر موقعیت تسلط دارند می توانند پیامدهای عملكرد خودشان را نیز كنترل كنند و در برابر فعالیت هایی كه یادگیری آنها مشكل است از روش های حل مسئله استفاده می كنند (پاری ۱۹۹۱ ترجمه مقدسی ۱۳۷۵).

بر اساس بررسی های انجام گرفته روش های مقابله ای متمركز بر مسئله در موقعیت های قابل كنترل مؤثرتر هستند. در صورتی كه برای موقعیت های غیرقابل كنترل (مرگ یكی از عزیزان) عمدتاً مقابله متمركز بر هیجان مناسب تر است (دافعی ۱۳۷۶).

در مقابله متمركز بر مسئله افراد تدابیری را به كار می گیرند كه به چند مورد از این تدابیر اشاره می نماییم:

مقابله فعال: فرآیندی است كه شخص در طی آن به طور فعالانه برای تغییر منبع فشار روانی تلاش می كند.

مقابله مبتنی بر برنامه ریزی: در این نوع مقابله فرد برای كنترل و حل مشكل با تكیه بر فكر و اندیشه خود به ارزیابی راه حل های مختلف می پردازد و بعد از آن با انتخاب بهترین شیوه به حل مسئله اقدام می كند.

مقابله بردبارانه: عبارت است از خویشتنداری و اجتناب از فعالیت های ناپخته ای كه منجر به پیچیده تر شدن مسئله و ایجاد اخلال در روند حل مسئله می شود.

مقابله جستجوی حمایت اجتماعی كارآمد: هنگامی كه فرد خود را برای حل مسئله ناتوان می بیند به راحتی از كمك های یاورانه افراد دیگر استفاده می كند، این كمك به تناسب نیاز و نوع مشكل می تواند كسب اطلاعات از طریق خدمات راهنمایی، مشاوره و جذب امكانات مادی یا معنوی از دیگران باشد.

۳ ۱ ۲ مقابله متمركز بر هیجان

این مقابله شامل كلیه فعالیت ها یا افكاری می شود كه فرد به منظور كنترل و بهبود احساسات نامطلوب ناشی از شرایط فشارزا به كار می گیرد، این مقابله ها عبارتند از:

مقابله مبتنی بر جستجوی حمایت عاطفی: تلاش های فرد برای به دست آوردن حمایت اخلاقی، همدلی، همدردی و جو تفاهم و احساس درك شدن توسط دیگران را شامل می شود.

مقابله مبتنی بر تفسیر مجدد مثبت: ارزیابی مثبت از حوادث و موقعیت ها كه مبتنی بر نگرش خوشبینانه به رویدادهای زندگی است، این مقابله بیشتر برای اداره و كنترل عواطف و آشفتگی روان به كار می رود تا مربوط به منبع استرس باشد (لازاروس و فولكمن(۱۹۸۴).

مقابله مبتنی بر مذهب: در این مقابله فرد برای رهایی از ناراحتی های خود به انجام اعمال مذهبی مثل دعا و نیایش، توكل و توسل به خداوند و معصومین(ع) روی می آورد. یافته های پژوهش مك كری و كتسا نشان می دهد كه این نوع مقابله برای همه مردم مفید واقع می شود زیرا هم به عنوان منبع حمایت عاطفی و هم وسیله ای برای تغییر مثبت عمل می كند و لذا مقابله های بعدی را تسهیل می كند.

مقابله مبتنی بر پذیرش: عبارت از یك پاسخ مقابله ای كنشی است كه در آن شخص واقعیت شرایط فشارزا را می پذیرد. این امر در شرایطی كه منبع فشار قابل تغییر نیست (فوت یكی از عزیزان) مهم و مؤثر است (كارور و همكاران به نقل از علیمحمدی ۱۳۷۱).

۴ مقابله های ناكارآمد و غیرمفید

مجموعه ای از شیوه های مقابله ای را دربرمی گیرد كه اگر چه برای تغییر منبع فشارها و بهبود احساسات ناشی از موقعیت فشارزا به كار گرفته می شوند ولی متأسفانه این شیوه وضع را بدتر می كنند و لذا نمی توان از این عوامل مقابله ای به مهارت مقابله ای تعبیر نمود، این مقابله ها عبارتند از:

پرداختن به احساسات دردناك از طریق تفكر آرزومندانه: این مقابله شیوه ای برای خنثی كردن آنچه اتفاق افتاده می باشد. این افكار نوعاً با عبارتی از قبیل: اگر فقط ... یا ای كاش حقیقت نداشته باشد كه ... شروع می شود. گاهی اوقات این افكار به شكل آنچه باید اتفاق می افتاد، اگر فقط... یك روش مقابله ای مسكن برای طفره رفتن موقتی از رنج ناشی از حقیقت است، زیان این حالت آن است كه هیچ مقدار از آرزوها جای حقایق را نخواهد گرفت و دیر یا زود واقعیت چهره خود را نمایان خواهد كرد. در این حالت زمان و فرصتی كه می توانست برای یافتن راه های جدید مواجهه با واقعیت و مشكل اتفاق افتاده مورد استفاده قرار بگیرد به هدر می رود.

استفاده از دارو برای فرار از رنج: گاهی اوقات افراد برای رهایی از رنج ناشی از استرس ها و بحران ها از داروهایی مانند الكل، نیكوتین، تریاك، هروئین و مسكن های خواب آور و ضد افسردگی بدون تجویز پزشك استفاده می كند. استفاده از این داروها و داروهایی كه اخیراً به این عوامل افزوده شده و با نام های مختلف به بازار وارد می شود مانند اكستازی خطرات زیادی را به همراه می آورد و ضمن مشكل تر كردن روند بازسازی روانی اكثراً خود منبع جدیدی برای افزایش رنج برای فرد استفاده كننده می شوند، مثلاً الكل موجب از دست رفتن نیروی مهار درونی یا خویشتنداری می شود و فرد به هنگام خشم به خشونت روی می آورد. استفاده نادرست از مواد بر فرایندهای ذهنی ما هم كه قبلاً توسط استرس و هیجان شدید بی كفایت شده است به طور جانبی اثر می گذارد و توانایی هایی مانند قضاوت، برنامه ریزی، استدلال و تمركز كه برای حل مشكل لازم است آسیب مضاعف می بیند (پاری ۱۹۹۱ ترجمه مقدسی ۱۳۷۵).

تفكر منفی: در این حالت فرد به طور غیر واقع گرایانه ای به موارد منفی مشكل تأكید كرده و مشكلات را بیشتر از آنچه هست و به صورت غیرقابل حل ارزیابی می كند (پی ستین، می یر ،۱۹۸۹ ترجمه علیمحمدی ۱۳۷۱).

رفتارهای تكانشی: به شیوه خاصی از مقابله اطلاق می شود كه طی آن فرد بدون فكر، اندیشه و ارزیابی درست از آنچه رخ داده و یا رخ خواهد داد فوراً دست به اقدام و عمل می زند و نوعاً منجر به بدتر شدن وضعیت می شود.

عدم درگیری ذهنی و رفتاری: در این مقابله فرد با انجام رفتارهای متنوع و با رفتارهای مختلف خود را مشغول می كند و به این وسیله سعی می كند به مسئله فكر نكند، مثلاً سرگرم شدن با یك فرد دیگر، پناه بردن به رویاهای روزانه، فرار از مسئله به صورت خوابیدن و یا تماشای تلویزیون و دیدن فیلم (لازاروس و فولكمن ،۱۹۸۴ به نقل از علیمحمدی ۱۳۷۱).

مقابله به صورت انكار: در این مقابله فرد به گونه ای برخورد می كند كه انگار مسئله ای روی نداده است. انكار واقعیت رخ داده و حادثه پیش آمده بر وخامت مسئله می افزاید و مانع مقابله مؤثر بعدی می شود (ماتیوز و همكاران ۱۹۸۳ به نقل از ابراهیمی ۱۳۷۱).

نویسنده: ابراهیم فهلی

مراجع

ابراهیمی، امرالله، مطالعه جنبه‌های روانشناختی سازگاری پس از ضایعه نخاعی، پایان نامه كارشناسی ارشد روانشناسی بالینی، دانشگاه علوم پزشكی ایران.

پاری، گلنیس. ۱۹۹۱. مقابله با بحران، ترجمه حمید مقدسی(۱۳۷۵) انتشارات دهخدا، چاپ پنجم.

جان ان هیوز، روانشناسی بالینی كودك، ترجمه بهمن نجاریان و همكاران(۱۳۷۵). انتشارات مردمك اهواز.

جان مارشال ریو. انگیزش و هیجان، ترجمه یحیی سید محمدی، ،۱۳۷۶ انتشارات نشر ویرایش.

دافعی، مریم. ۱۳۷۶. بررسی رابطه روش‌های مقابله‌ای با ویژگی‌های فردی و سلامت روانی زوج‌های نابارور یزد، پایان نامه كارشناسی ارشد، دانشكده علوم پزشكی دانشگاه تربیت مدرس.

علیمحمدی سهراب. ۱۳۷۲. پیش بینی اقدام به خودكشی در بیماران به افسردگی نوروتیك، پایان نامه كارشناسی ارشد، دانشگاه علوم پزشكی ایران.

وفایی بوربور، صدیقه، ۱۳۸۷. نقش جهت گیری دینی و مقابله‌های مذهبی در استرس شغلی دبیران زن شهرستان همدان، پایان نامه كارشناسی ارشد، دانشگاه تربیت مدرس.

منبع: http://www.aftabir.com/

 مطالب مرتبط

مهارت های مقابله ای و شکل گیری هویت 

---------------------------------------------

معرفی کتاب من

لیست وبلاگ های رسمی من

ویدیوها در آپارات