از دیدگاه لازاروس و فولكمن (۱۹۸۴) مقابله عبارت است از: تلاش های فكری،  هیجانی و رفتاری فرد كه هنگام رو به رو شدن با فشارهای روانی به منظور غلبه كردن، تحمل كردن و یا به حداقل رساندن عوارض استرس به كار گرفته می شود (دافعی ۱۳۷۶).

مقابله، نیازمند بسیج و آماده سازی نیروها و انرژی فرد است كه با آموزش و تلاش به دست می آید، لذا با كارهایی كه به طور خودكار انجام می شود تفاوت اساسی دارد.

تدابیر و منابع مقابله ای: تدابیر مقابله ای افكار و رفتارهایی هستند كه پس از روبه رو شدن فرد با رویداد استرس زا به كار گرفته می شوند در حالی كه منابع مقابله ای ویژگی های خود شخص هستند كه قبل از وقوع استرس وجود دارند، مانند برخورداری از عزت نفس، احساس تسلط بر موقعیت، سبك های شناختی، منبع كنترل، خوداثربخشی و توانایی حل مسئله (وفایی بوربور ۱۳۷۸).

 

به طور كلی در برخورد با وضعیت های استرس زا دو نوع مقابله از طرف افراد به كار گرفته می شود: 


1)مقابله های كارآمد 


2)مقابله های ناكارآمد

 

  انواع مقابله های كارآمد:
1)مقابله متمركز بر مسئله
2)مقابله متمركز بر هیجان

 

مقابله متمركز بر مسئله:

مقابله های متمركز بر مسئله، عبارت از عملكرد های مستقیم فكری و رفتاری فرد می باشد كه به منظور تغییر و اصلاح شرایط تهدید كننده محیطی انجام می شود. 
به بیان دیگر مقابله متمركز بر مسئله به تلاش های فرد برای تغییر وضعیت و گلاویزی مستقیم با مشكل مربوط می شود.(پاری ۱۹۹۱ ترجمه مقدسی ۱۳۷۵).
بر اساس بررسی های انجام گرفته روش های مقابله ای متمركز بر مسئله در موقعیت های قابل كنترل مؤثرتر هستند.در صورتی كه برای موقعیت های غیرقابل كنترل (مرگ یكی از عزیزان) عمدتاً مقابله متمركز بر هیجان مناسب تر است (دافعی ۱۳۷۶).
در مقابله متمركز بر مسئله افراد تدابیری را به كار می گیرند كه به چند مورد از این تدابیر اشاره می نماییم: 
● مقابله فعال: فرآیندی است كه شخص در طی آن به طور فعالانه برای تغییر منبع فشار روانی تلاش می كند. 
● مقابله مبتنی بر برنامه ریزی: در این نوع مقابله فرد برای كنترل و حل مشكل با تكیه بر فكر و اندیشه خود به ارزیابی راه حل های مختلف می پردازد و بعد از آن با انتخاب بهترین شیوه به حل مسئله اقدام می كند.
● مقابله بردبارانه: عبارت است از خویشتنداری و اجتناب از فعالیت های ناپخته ای كه منجر به پیچیده تر شدن مسئله و ایجاد اخلال در روند حل مسئله می شود. 
● مقابله جستجوی حمایت اجتماعی كارآمد: هنگامی كه فرد خود را برای حل مسئله ناتوان می بیند به راحتی از كمك های یاورانه افراد دیگر استفاده می كند، این كمك به تناسب نیاز و نوع مشكل می تواند كسب اطلاعات از طریق خدمات راهنمایی، مشاوره و جذب امكانات مادی یا معنوی از دیگران باشد. 

 

مقابله متمركز بر هیجان:

این مقابله شامل كلیه فعالیت ها یا افكاری می شود كه فرد به منظور كنترل و بهبود احساسات نامطلوب ناشی از شرایط فشارزا به كار می گیرد.
این مقابله ها عبارتند از: 
● مقابله مبتنی بر جستجوی حمایت عاطفی: تلاش های فرد برای به دست آوردن حمایت اخلاقی، همدلی، همدردی و جو تفاهم و احساس درك شدن توسط دیگران را شامل می شود. 
● مقابله مبتنی بر تفسیر مجدد مثبت: ارزیابی مثبت از حوادث و موقعیت ها كه مبتنی بر نگرش خوشبینانه به رویدادهای زندگی است، این مقابله بیشتر برای اداره و كنترل عواطف و آشفتگی روان به كار می رود تا مربوط به منبع استرس باشد (لازاروس و فولكمن(۱۹۸۴).
● مقابله مبتنی بر مذهب: در این مقابله فرد برای رهایی از ناراحتی های خود به انجام اعمال مذهبی مثل دعا و نیایش، توكل و توسل به خداوند و معصومین(ع) روی می آورد. یافته های پژوهش مك كری و كتسا نشان می دهد كه این نوع مقابله برای همه مردم مفید واقع می شود زیرا هم به عنوان منبع حمایت عاطفی و هم وسیله ای برای تغییر مثبت عمل می كند و لذا مقابله های بعدی را تسهیل می كند.
● مقابله مبتنی بر پذیرش: عبارت از یك پاسخ مقابله ای كنشی است كه در آن شخص واقعیت شرایط فشارزا را می پذیرد. این امر در شرایطی كه منبع فشار قابل تغییر نیست (فوت یكی از عزیزان) مهم و مؤثر است (كارور و همكاران به نقل از علیمحمدی ۱۳۷۱).     

 

مقابله های ناكارآمد و غیرمفید:

مجموعه ای از شیوه های مقابله ای را دربرمی گیرد كه اگر چه برای تغییر منبع فشارها و بهبود احساسات ناشی از موقعیت فشارزا به كار گرفته می شوند ولی متأسفانه این شیوه وضع را بدتر می كنند و لذا نمی توان از این عوامل مقابله ای به مهارت مقابله ای تعبیر نمود.
این مقابله ها عبارتند از: 
● پرداختن به احساسات دردناك از طریق تفكر آرزومندانه: این افكار نوعاً با عبارتی از قبیل؛ اگر فقط ... یا ای كاش حقیقت نداشته باشد كه ... شروع می شود.
 زیان این حالت آن است كه آرزوها جای حقایق را نخواهد گرفت و دیر یا زود واقعیت چهر
ه خود را نمایان خواهد كرد.
در این حالت زمان و فرصتی كه می توانست برای یافتن راه های جدید مواجهه با واقعیت و مشكل اتفاق افتاده مورد استفاده قرار بگیرد به هدر می رود. 
● استفاده از دارو برای فرار از رنج: استفاده از داروهایی مانند الكل، نیكوتین، تریاك، هروئین و مسكن های خواب آور و ضد افسردگی بدون تجویز پزشك  برای رهایی از رنج ناشی از استرس ها که خود خطرات زیادی را به همراه می آورد و ضمن مشكل تر كردن روند بازسازی روانی منبع جدیدی برای افزایش رنج فرد استفاده كننده می شوند.
● تفكر منفی: در این حالت فرد به طور غیر واقع گرایانه ای به موارد منفی مشكل تأكید كرده و مشكلات را بیشتر از آنچه هست و به صورت غیرقابل حل ارزیابی می كند (پی ستین، می یر ،۱۹۸۹ ترجمه علیمحمدی ۱۳۷۱).
● رفتارهای تكانشی: به شیوه خاصی از مقابله اطلاق می شود كه طی آن فرد بدون فكر، اندیشه و ارزیابی درست از آنچه رخ داده و یا رخ خواهد داد فوراً دست به اقدام و عمل می زند و نوعاً منجر به بدتر شدن وضعیت می شود.
● عدم درگیری ذهنی و رفتاری: در این مقابله فرد با انجام رفتارهای متنوع و با رفتارهای مختلف خود را مشغول می كند و به این وسیله سعی می كند به مسئله فكر نكند، مثلاً سرگرم شدن با یك فرد دیگر، پناه بردن به رویاهای روزانه، فرار از مسئله به صورت خوابیدن و یا تماشای تلویزیون و دیدن فیلم (لازاروس و فولكمن ،۱۹۸۴ به نقل از علیمحمدی ۱۳۷۱). 
● مقابله به صورت انكار: در این مقابله فرد به گونه ای برخورد می كند كه انگار مسئله ای روی نداده است. انكار واقعیت رخ داده و حادثه پیش آمده بر وخامت مسئله می افزاید و مانع مقابله مؤثر بعدی می شود (ماتیوز و همكاران ۱۹۸۳ به نقل از ابراهیمی ۱۳۷۱).    

منبع: http://www.aftabir.com/

مطالب مرتبط

 معرفی کتاب من

لیست وبلاگ های رسمی من

  • فیزیوتراپی
  • اخلاق حرفه ای فیزیوتراپی
  • فیزیوتراپی شناختی (Cognitive physiotherapy)
  • روانشناسی
  • دستگاه عصبی عضلانی اسکلتی
  • شانه و اختلالات آن
  • ستون فقرات و اختلالات آن
  • زانو و اختلالات آن
  • سیستم عصبی و اختلالات آن

ویدیوها در آپارات