نظریه خودکارآمدی آلبرت بندورا

 

مفهوم خودکارآمدی آلبرت بندورا

به عقیده بندورا(1993) خودکارآمدی، اعتقاد یا باور فرد به توانایی خود جهت موفق شدن در یک وضعیت خاص است که عامل تعیین کننده چگونگی تفکر، رفتار و احساس افراد می باشد. امروزه، خودکارآمدی به یکی از حوزه‌های پژوهشی گسترده در روانشناسی مبدل شده است. خودکارآمدی می‌تواند بر حالت‌های روانی، رفتارها و انگیزه‌ها تأثیر داشته باشد( بندورا، باربارانلی، کاپرارا و پاستورلی، 1996). باورهای خودکارآمدی تعیین می‌کند که افراد تا چه اندازه برای فعالیت های خود انرژی صرف می‌کنند و تا چه میزان در برابر موانع مقاومت می‌نمایند(پاجاراس و شانک،2001، به نقل از زینلی پور، زارعی و زندی نیا، 1388).

به نظر بندورا، عواطف، تفکر و رفتار فرد در هر موقعیت به احساس توانایی او وابسته است. در موقعیت‌هایی که فرد نسبت به توانایی‌های خود اطمینان دارد،‌ رفتار، شناخت و احساسات او کاملاً متفاوت از موقعیت‌هایی است که فرد در آن احساس عدم توانایی و امنیت یا فقدان صلاحیت می‌کند.

خودکارآمدی و یافته‌های پژوهشی مرتبط با آن در زمینه‌های بسیاری چون پزشکی، بررسی‌های اجتماعی، رسانه‌های همگانی، امور بازرگانی و سیاسی، روانشناسی، روانپزشکی و آموزش و پرورش کاربرد دارد. به کمک این متغیر می‌توان در نوجوانی رضایت از زندگی در آینده را پیش بینی کرد(بندورا، بربرانلی، کپرارا و پاستورلی،1996)

خودکارآمدی به بنیه ی شخصیتی فرد در رویارویی با مسائل در رسیدن به اهداف و موفقیت او اشاره دارد و بیشتر از این که تحت تأثیر هوش و توان یادگیری دانش آموز باشد، تحت تأثیر ویژگی های شخصیتی از جمله باور داشتن خود(اعتماد به نفس)، تلاشگر بودن و خودتهییجی، وارسی علل عدم موفقیت به هنگام ناکامی(خودسنجی)، آرایش جدید مقدمات و روش های اجتماعی رسیدن به هدف(خودتنظیمی) و تحت کنترل درآوردن تکانه ها(خودرهبری) قرار دارد.

خودکارآمدی به واسطه ی انگیزه ی درونی موجب می‌شود که فرد به طور خودانگیخته در محیط تلاش کند و به باور های کارآمدی خود دست یابد. احساس قوی از کارآمدی، بهزیستی شخصی و توانایی را افزایش می‌دهد. افراد با کارآمدی بالا به تکالیف مشکل نزدیک می‌شوند و اهدافی بالاتر را برای خود در نظر می‌گیرند ( افروز، معتمدی،1384). احساس خودکارآمدی نه تنها عملکرد انسان را به خوبی تبیین می‌کند، بلکه از طریق مداخلات به راحتی قابل تغییر است. بندورا هنگامی که مؤلفه خودکارآمدی را معرفی کرد، ابزاری مناسب برای پژوهشگران و بالینی گران فراهم آورد تا به یاری آن بتوانند به افراد در پیگیری زندگی مثبت و بارآور کمک کنند.(طهرانی زاده، رسول زاده، آزادفلاح،1384).

 

انواع خودکارآمدی

خودکارآمدی در دو شکل ظاهر می شود:

1- خودکارآمدی عمومی

2- خودکارآمدی اختصاصی یا خودکارآمدی مربوط به یک تکلیف خاص

 

مفهوم خودکارآمدی عمومی نشان دهنده این است که چرا برخی از افراد چشم انداز مطمئن تری نسبت به زندگی دارند و بدون توجه به سختی کار، می توانند عامل موثری برای انجام کامل کار باشند(‌شلتون ، 1990).

شرر (1982) نشان می دهد که خودکارآمدی عمومی ماحصل کل کارآمدی وظایف فرد است. شرر همچنین یک مقیاس خودکارآمدی ابداع کرد که انتظارات خودکارآمدی عمومی را در زمینه های اجتماعی،‌ شغلی و تحصیلی اندازه می گیرد(مک کنزی ، ‌1999).

شوارزر و اسکولز (2005)‌ خودکارآمدی عمومی را به معنی باور به صلاحیت شخص برای اینکه از پس کارهای تازه برآید و از عهده طیف گسترده ای از موقعیتهای چالش برانگیز یا پرفشار برآید را از خودکارآمدی خاص که مقید بودن به انجام کاری خاص را می رساند متفاوت می دانند. آنها ثابت کرده اند که چگونه خودکارآمدی عمومی به عزت نفس و عملکرد تحصیلی و نیز ساختارهای دیگر مربوط است و اینکه چگونه این ارتباط در تمام فرهنگها و نمونه ها محکم حفظ می شوند(کارسیا و دکاسو ، ‌2006 ).

 

 ابعاد خودکارآمدی

بر طبق گفته های بندورا (1997) باورهای خودکارآمدی دارای سه بعد می باشند که این سه بعد شامل سطح ، عمومیت و نیرومندی است و در اندازه گیری خودکارآمدی این ابعاد بسیار نقش دارند.

سطح: سطح به دشواری مشکلاتی که شخص آمادگی مقابله با آنها را دارد اشاره می کند(محمد خانی، 1380 ).

کارآمدی یک فرد در یک قلمرو ممکن است در حد کارهای ساده، متوسط و یا سخت باشد اگر هیچ مانعی وجود نداشته باشد و انجام کاری ساده باشد هرکس ممکن است احساس خودکارآمدی کند(بندورا، 1997).

عمومیت: افراد ممکن است در یک قلمرو و یا بخش کوچکی از فعالیتی خود را خودکارآمد بدانند. عمومیت خودکارآمدی از چند عامل تاثیر می پذیرد, شباهت فعالیتها،‌ حیطه بروز آن، کیفیت شرایط و خصوصیات اشخاصی که آن رفتار یا فعالیت مربوط به آن است(بندورا ،1997 ).

عمومیت به میزان احساس اطمینان شخص به خود برای انجام رفتارهای خاص در شرایط و موقعیتهای مختلف اشاره دارد (محمد خانی، 1380 ).

نیرومندی: باورهای خودکارآمدی ضعیف در اثر تجارب ناموفق به آسانی بی اعتبار می شوند،‌ اما کسانیکه اعتقاد محکمی به قابلیتهای خود دارند در برابر موانع آنرا حفظ می کنند.

باورهای خودکارآمدی هرچقدر نیرومندتر باشد دوام بیشتری می یابد و رابطه بیشتری با رفتار پیدا می کنند (حمیدی پور، ‌1383).

منابع اینترنتی:

https://akschin.ir

https://www.iranprojhe.com

ویرایش: ebarzkar.blogfa.com

 

مبانی نظری و چارچوب نظری در پژوهش

 

گرچه علم توسط داده ها به جلو رانده می شود، اما برای تبیین داده های علمی به مبانی نظری قوی ای نیاز است. در عین حال، مبانی نظری در راستای ساخت چارچوب نظری و فرضیه های مطرح شده از طریق قیاس یا رویکرد بالا به پایین که در آن پژوهشگر از امور کلی تر به امور خاص تر پیش می رود و کار خود را با نظریه یا نظریه هایی راجع به موضوع مورد بررسی شروع و بعد به فرضیه های خاص قابل آزمون می رسد، نیز کاریرد گسترده ای دارند. علم صرفاً تلاش برای جمع آوری اطلاعات یا داده ها نیست، بلکه تلاش برای تبیین این داده ها و اطلاعات به یک روش دقیق، منسجم و سودمند است. بنابراین، مبانی نظری می تواند هم در راستای شناخت پیشایند و ساخت چارچوب نظری و فرضیه ها سودمند باشد و هم در راستای معنی داری واقعی و تبیین. پس، پراختن به آن ها در یک مقاله می تواند سودمند باشد.

علت استفاده از مبانی نظری

مبانی نظری نه تنها در راستای تبیین نتایج به دست آمده- معنی داری واقعی کاربرد دارند، بلکه به عنوان یک پایه ی مفهومی برای هدایت پژوهش و مطالعه به کار می روند. بنابراین، شما می بایست در مبانی نظری به دنبال مفهوم های اصلی، نتیجه گیری ها، نظریه ها، استدلال ها و غیره ای باشید که زیر بنای کار شما را شکل می دهند و مبتنی بر آن ها اقدام به پیش بینی نمایید که این پیش بینی در پژوهش های قیاسی- فرضیه آزما- در قالب فرضیه ها صورت می گیرد. این پیش بینی زمانی می تواند به درستی و با قوت انجام گیرد که برآمده از نظریه باشد. در این راستا، مبانی نظری می توانند به شکل گیری چارچوب نظری و تعریف مفهوم ها یا متغیرها بیانجامند.

ساختار مبانی نظری

در پژوهش ها، مبانی نظری به صورت جامع مطرح می گردند و آنگاه مفهوم ها، متغیرها و شاخص های مورد نظر از آن ها در راستای شکل گیری چارچوب نظری استخراج و بیان می گردند. اما، در مقاله ها طرح مبانی نظری به صورت کوتاه تر انجام می گیرد و در آن بنیادی ترین مبانی به صورت تلخیصی مطرح می شوند.

در این راستا، می توان موارد زیر را در قالب مبانی نظری ذکر کرد:

  • تعریف یا شناسایی عنوان، مسأله، یا زمینه ی موضوعی کلی مورد نظر و ارائه ی بافت مناسبی برای مرور ادبیات.
  • اشاره به روندهای کلی مربوط به موضوع در ادبیات پژوهش و پرداختن به تعارض ها در نظریه، روش شناسی، شواهد، و نتیجه گیری ها، و ذکر شکاف ها بین پژوهش و شناخت مسلم فرض شده، و در نهایت بیان مسأله ی مورد نظر و دیدگاه جدید پژوهشگر یا مولف آن.
  • طرح دامنه ی مطالعاتی و بیان دلایل پژوهشگر یا مولف از ذکر مبانی نظری و در عین حال تبیین ملاک هایی که در تحلیل و مقایسه ی نظریه ها و دیدگاه ها به کار می رود.
  • تلخیص مطالعه ها و مقاله های مهم ارائه شده در خصوص حوزه و مسأله ی مور نظر.
  • نتیجه گیری از مبانی نظری و ربط آن به موضوع یا مسأله ی اصلی پژوهش یا مقاله.
  • مطرح نمودن مفهوم ها و متغیرها و شاخص های آن ها و ساخت چارچوب نظری.

 

چارچوب نظری یا مفهومی

از چارچوب نظری یا مفهومی برای ترسیم خطوط کلی پژوهش یا ارائه ی رویکرد ترجیحی استفاده می شود. این چارچوب از مجموعه ای از مفهوم های مرتبط با روش ها، رفتارها، کارکردها، روابط و هدف ها تشکیل می شود. چهار چوب نظری، روابط بین همه ی متغیرها را تعریف می کند به گونه ای که خواننده بتواند روابط فرض شده بین آن ها را درک کند.

چارچوب نظری می تواند به عنوان یک الگوی منطقی به حساب آید. چارچوب نظری مجموعه ای از مفهوم های دارای ارتباط متقابل است که پژوهش را هدایت می کند و تعیین می نماید که چه چیزهایی باید سنجیده شوند.

نحوه ی طراحی چارچوب نظری یا مفهومی

اولین کاری که شما می بایست انجام دهید این است که به حکم، عنوان، یا مسأله ی پژوهش خود رجوع کنید و از دل آن پرسش های به دست آمده را به صورت دقیق بررسی نمایید تا ببینید که آن دارای چند عقیده ی کلیدی است.

دوم، مفهوم ها یا متغیرهای کلیدی خود را مشخص نمایید. به سخن دیگر، تعییین نمایید که چه عواملی بر معلول فرض شده یا متغیر وابسته تأثیر می گذارند.

سوم، جدولی را طراحی نمایید و خلاصه ی نظریه ها، مفهوم های برآمده از آن ها و همبسته های احتمالی آن ها را در آن خلاصه نمایید.

چهارم، بر اساس جدول مذکور، همه ی مفهوم ها یا متغیرهای تاثیرگذار بر متغیر وابسته ی خود را در قالب متغیرهای مستقل یا پیش بین و وابسته یا پیش بینی شونده فهرست نمایید.

پنجم، مبانی نظری را مرور و بهترین نظریه یا نظریه هایی را که می توانند روابط بین متغیرهای فهرست شده را تبیین نمایند برای خود انتخاب نمایید.

ششم، در خصوص فرض ها و گزاره های این نظریه ها و مناسبت آن ها با کار خودتان بحث نمایید.

هفتم، طرح نموداری چارچوب نظری خود را ترسیم نمایید. در این نمودار، می بایست متغیرهای مستقل، واسط، تعدیل گر، کنترل، و وابسته و جهت های ارتباط آن ها مشخص گردد. برای این منظور، ما می بایست نام متغیرها را نوشته و فلشی را از هر متغیر که فکر می کنیم اثر گذار است به سمت هر متغیری که فکر می کنیماثر پذیر است، بکشیم.

منبع اینترنتی: https://www.tmrg.ir

مطالب مرتبط:

جایگاه چارچوب نظری و مفهومی در پژوهش

اجزای چهارچوب نظری چیست؟

 

جایگاه چارچوب نظری و مفهومی در پژوهش (دکتر یزدان منصوریان دانشیار دانشگاه خوارزمی)

 

یکی از پرسش های پرتکرار دانشجویانی که علاقه مند به انتشار مقالات علمی هستند، این است که «چارچوب نظری» در تحقیق چیست؟ آیا مترادف با «چارچوب مفهومی» است؟ آیا وجود آن در پژوهش ضروریست؟ آیا باید بخش مستقلی از مقاله را به معرفی این مفهوم اختصاص داد؟ معمولاً هم این پرسش زمانی برایشان مطرح می شود که داوران نسخه نخست مقالهء آنان را بررسی کرده اند و از فقدان چارچوب نظری یا ابهام در تبیین آن ایراد گرفته اند.

در پاسخ باید گفت چارچوب نظری (Theoretical Framework) یا چارچوب مفهومی (Conceptual Framework) – که کم و بیش مترادفند - همچون دریچه است که محقق از آن منظر به پدیدهء مورد بررسی نگاه می کند. وجود کلمهء چارچوب (Framework) در این ترکیب برگرفته از همین واقعیت است. گویی محقق در ابتدای مطالعهء خود، لنز مشخصی را انتخاب کرده و بر اساس آن به پدیدهء مورد نظر می نگرد و بر اساس آن داوری می کند. بر این اساس، به آن «چارچوب مرجع» (Frame of Reference) نیز می گویند. گاهی این لنز یک نظریه (Theory) مشخص و گاه مجموعه ای از نظریه های به هم مرتبط است که یک گفتمان علمی (Scientific Discourse) را می سازد.

شاید بهتر باشد با ذکر یک مثال این موضوع را تبیین کنم. تصور کنید دانشجویی می خواهد وجه یا وجوهی از مفهوم «سرمایه اجتماعی» را در جامعه ای بررسی کند. سرمایه اجتماعی موضوعی است که ابتدا در جامعه شناسی مطرح شد، اما به سرعت در مطالعات بسیاری از رشته ها – نظیر علم اطلاعات و دانش شناسی –  مبنای مطالعات مستقلی قرار گرفت. (مثل، نوروزی، ۱۳۹۱). مثلاً محقق می خواهد عوامل موثر بر ساخت این سرمایه، یا عوامل بازدارندهء ایجاد آن، یا نگاه و نگرش جامعه را به آن بسنجد. نکتهء نخست این است که به محض آنکه او تصمیم می گیرد مفهومی به نام «سرمایه اجتماعی» را به عنوان محور کانونی تحقیق خود برگزیند، خواسته یا ناخواسته از چارچوبی نظری استفاده کرده است. زیرا سرمایهء اجتماعی مفهومی است که تعریفی مشخص دارد و در کنار سایر انواع سرمایه ها مطرح می شود. سرمایه ای نامرئی، ولی بسیار ارزشمند و پرقدرت، که طرح و تعریف آن در متون علمی به آثار محققانی مثل پیر بوردیو – جامعه شناس شهیر فرانسوی – باز می گردد. بوردیو معتقد است آنچه جوامع انسانی را می سازد، نه فرد است و نه گروه های افراد. بلکه نوع و ماهیت مناسبات و ارتباطات میان آنهاست که جامعه را شکل می دهد و به آن سامان می بخشد. اگر این مناسبات بر بنیاد اعتماد، احترام متقابل و همدلی استوار باشد، آنگاه سرمایه ای در جامعه پدیدار می شود که منشاء بسیاری از دستاوردهای ارزشمند از جمله افزایش امنیت اجتماعی و رفاه عمومی خواهد بود. اگر شوربختانه جای اعتماد را بی اعتمادی و جای همدلی را بی تفاوتی بگیرد، آنگاه سرمایه اجتماعی افول می کند و پیامدهای خود را - که متاسفانه معمولاً با افزایش خشونت همراه است - به دنبال خواهد داشت.

بنابراین، انتخاب یک مفهوم به عنوان مبانی تحقیق نخستین گام در این زمینه است. دلیلش هم روشن است. زیرا وقتی من به عنوان محقق تعریفی مثل سرمایه اجتماعی در ذهن دارم، زمانی که به مناسبات و تعاملات اجتماعی نگاه می کنم، بخشی از تحلیل من از آنچه رخ می دهد مبتنی بر همین تعریف است. مثلاً اگر در خیابان شاهد نزاع و درگیری خشونت بار دو راننده باشم که پس از تصادفی جزئی با یکدیگر این روش را بر حل مسألهء به وجود آمده انتخاب کرده اند، بروز این رخداد را نشانه ای از کاستی در سرمایه اجتماعی تلقی خواهم کرد. در مقابل اگر همین دو راننده ماشین های خود را از مسیر تردد مردم خارج کنند و در جستجوی راهکاری معقول و منطقی برای حل این مسأله باشند، آن را شاخصی از رشد سرمایه اجتماعی خواهم دانست.

بر این اساس، تفسیر من از یک رخداد از منظر و دریچه ای مشخص شکل گرفته و این همان چارچوب نظری است. گاهی نیز مجموعه ای از نظریه هاست که مبنای تحلیل محقق قرار می گیرد. مثلاً همین که در علم اطلاعات و دانش شناسی ما رفتارهای کاربران را در خلال جستجو و بازیابی اطلاعات از منظر «نظریه های رفتار اطلاعاتی» بررسی می کنیم و به این باور رسیده ایم که می توان از مطالعهء مجموعه کنش ها و واکنش های افراد در تعامل با منابع اطلاعاتی به الگوهای مشخص رسید، نیز یک چارچوب نظری است که محصول آن تا امروز تدوین نزدیک به یکصد نظریهء ریز و درشت در این حوزه بوده که ۷۲ مورد از آنها در کتاب «نظریه های رفتار اطلاعاتی» به اختصار تشریح شده است (فیشر و دیگران، ۱۳۸۷).

در پاسخ به آخرین پرسشی که در ابتدای این یادداشت مطرح شد، باید عرض کنم که وجود چارچوب نظری در تحقیق اجتناب ناپذیر است. حتی اگر محقق به روشنی در مقاله و گزارش تحقیق خود به آن اشاره نکند، خواسته یا ناخواسته چارچوبی نظری داشته است. اما بازتاب آن ممکن است در بخش ها یا مراحل مختلف تحقیق نمود پیدا کند. مثلاً چارچوب نظری ممکن است خود را در روش شناسی تحقیق نشان دهد. مثلاً محققانی که از رویکرد کیفی در پژوهش خود استفاده می کنند، مبانی گردآوری و تحلیل داده های این مطالعات را از پارادایم تفسیری گرفته اند که رابطه ای اعم و اخص با چارچوب نظری دارد. به همین دلیل در بعضی از منابع چارچوب نظری را به عنوان «چارچوب پارادایمی تحقیق» (Theoretical Paradigm of Research) نیز معرفی می کنند.  البته فراموش نکنیم که پارادایم که مبنای هستی شناختی تحقیق را تعریف می کند چارچوب نظری را در بر می گیرد و از آن فراتر، یا به بیانی دیگر، وسیعتر و بنیادی تر است. برای تبیین بیشتر این موضوع به کتاب «مبانی پارادایمی روش های کمّی و کیفی تحقیق در علوم انسانی» اثر دکتر محمد تقی ایمان مراجعه فرمایید. نقد و بررسی این اثر نیز در شماره ۱۷۰ کتاب ماه کلیات، در بهمن ۱۳۹۰ منتشر شده است. ضمناً مطالعه مقالهء «چارچوب نظری، زوایا و بایسته های آن» - اثر محمد دشتی که در شماره اول از سال هفتم مجله تاریخ در آیینه پژوهش منتشر شده است - نیز مفید خواهد بود.

در مجموع مهمترین کارکرد چارچوب نظری این است که به تحقیق جهت می بخشد و ذهن محقق را نسبت به وجوه مشخصی از پدیدهء مورد مطالعه یا بافتی که آن را احاطه کرده است، حساس و هشیار می سازد. به این ترتیب او در همان مراحل اولیه تحقیق چند گام نخست را به سرعت طی می کند. در نتیجه ضمن آنکه در وقت و انرژی محقق صرفه جویی خواهد شد، پژوهش مورد نظر سامان و انسجام بیشتری خواهد داشت. البته انتخاب چارچوبی نظری مناسب برای هر پژوهش خود مهارتی است که باید محقق به آن مجهز باشد. به بیانی دیگر، باید پیوند مفهومی و معنایی مشخصی بین مسأله تحقیق، پرسش های محقق و چارچوب نظری برقرار باشد.

کارکرد دیگر چارچوب نظری پیوندی است که این مفهوم میان تحقیق ما با بدنهء دانش موجود برقرار می سازد و بازتابی از ماهیت تجمعی و تراکمی دانش است. زیرا نشان می دهد که قرار نیست هر محققی چرخ را دوباره اختراع کند. زمانی که در یک حوزه موضوعی مشخص مجموعه ای از منابع معتبر و مستند وجود دارد - که بخشی از مسیر تحقیق را طی کرده اند - اکنون بهتر است پژوهش ما استمرار و ادامهء این مسیر باشد. در غیر این صورت بازگشتی بی دلیل به گذشته و پیمودن دوبارهء راهی رفته است.

آخرین نکته که باید به آن اشاره کنم، چگونگی انعکاس چارچوب نظری در پایان نامه یا مقاله است. برخی از مجلات بخش مشخصی را با این عنوان در دستورالعمل نگارش مقالات انتخاب کرده اند و نویسندگان موظفند به روشنی چارچوب نظری تحقیقشان را در این بخش تبیین کنند. اما در بسیاری از مجلات بخش معین و مجزایی برای این منظور پیش بینی نشده و فقط انتظار می رود که نویسندگان در جایی از مقاله – که معمولاً در مقدمه یا مرور پیشینه است – به این موضوع اشاره کنند. بنابراین، چارچوب نظری در تحقیق حضوری پنهان یا آشکار دارد، اما چگونگی تبیین آن در یک مقاله بیشتر به سلیقهء سردبیر و هیئت تحریریهء مجله وابسته است.

آنچه گفته شد، مختصری دربارهء این بحث بود، که فقط مقدمه ای کوتاه بر آن محسوب می شود. شما هم اگر تجربه  ای از به کاربستن چارچوب نظری در تحقیقات خود، یا خاطره ای از واکنش مجلات نسبت به این موضوع دارید، لطفاً آن را در بخش نظرخواهی مرقوم فرمایید تا زمینه ای برای گفتگوی بیشتر در این حوزه باشد. بدیهی است که کارکردهای چارچوب نظری در پژوهش به مراتب فراتر از مختصری است که در این یادداشت کوتاه به آن اشاره شد و دیدگاه های ارزشمند شما در تکمیل این بحث بسیار سودمند خواهد بود.

 

منبع: منصوریان، یزدان. «جایگاه چارچوب نظری و مفهومی در پژوهش». سخن هفته شماره ۱۵۵. ۱۳ آبان ۱۳۹۲.

 

منابع

ایمان، محمدتقی (۱۳۸۸) مبانی پارادایمی روش های تحقیق کمّی و کیفی در علوم انسانی. قم: پژوهشگاه حوزه و داانشگاه.

دشتی، محمد (۱۳۸۹) چارچوب نظری: زاویا و بایسته های آن. تاریخ در آیینه پژوهش. دوره ۷، ش. ۱، ۲۳-۴۹.

فیشر، کارن؛ اردلز، ساندا؛ مک کچنی، لین (۱۳۸۷) نظریه های رفتار اطلاعاتی. ترجمه فیروزه زارع، محسن حاجی زین العابدینی، غلام حیدری، و لیلا مکتبی فرد. تهران: کتابدار.

نوروزی، معصومه (۱۳۹۱) « بررسی میزان تأثیر انجمن علمی کتابداری و اطلاع رسانی ایران در تشکیل و تقویت سرمایه های اجتماعی در جامعهء کتابداران». پایان نامه های کارشناسی ارشد کتابداری و اطلاع رسانی. تهران: دانشگاه خوارزمی.

منبع اینترنتی:  https://www.lisna.ir

مطالب مرتبط:

مبانی نظری و چارچوب نظری در پژوهش

اجزای چهارچوب نظری چیست؟