پیام هایی از بزرگان(1)

  • کسی به حساب می آید که دیگران را به حساب آورد.

                                                         مالکم س.فوربس

  • اگر مدام ورد زبانمان این باشد که اوضاع خراب خواهد شد,هیچ بعید نیست پیشگو شویم.

                                                                 ایزاک سینگر

  • بزرگترین کشف نسل من کشف این امر بوده که آدمی می تواند با دگرگون کردن طرز فکرش,زندگی خود را دگرگون کند.    

                                                                 ویلیام جیمز

  • آدمها فقط در یک چیز مشترکند;آن هم متفاوت بودن است.

                                                             رابرت زند

 

مقاومت به هنگام بروز بحران

مشکلات و مصائب گریزناپذیر است.آنچه افراد موفق را از افراد ناموفق مجزا می کند مقاومت در برابر بحران هاست.افراد موفق برخلاف اشخاص ناموفق به هنگام بروز بحران جا خالی نمی کنند بلکه با اتخاذ تصمیم صحیح و راهکار مناسب,جهت رفع مانع و مشکل حرکت می کنند.

فعالیت های فرعی (غیرضروری) درمقابل کارهای ضروری

بدترین کار ممکن این است که ما کاری که اصولا اهمیتی ندارد,آنرا به نحو احسن انجام دهیم.درحقیقت بجای اینکه به امور پایه و زیربنایی اهمیت دهیم به جزئیات و روبنا توجه کنیم.مثلا دانش آموز یا دانشجویی را قبل از یک آزمون مهم درنظر بگیرید که بجای اینکه بخش های مهم و ضروری کتاب را مورد مطالعه قرار دهد به جزئیاتی که حتی قبلا هم می دانسته و اساسا نظر هیچ طراح سئوالی هم قرار نمی گیرد چندین بار مرور کند.

انجام کارهای غیرضروری یعنی ازدست دادن زمان و شکست حتمی در انجام هرگونه فعالیتی.نکته کلیدی موفقیت و پیروزی انجام امور پایه و کارهای ضروری است. 

علاقه به کار-کار به عنوان تفریح

هر گونه باور و اعتقاد نسبت به کاری که انجام می دهیم بر عملکرد ما اثر می گذارد.ذهنیت مثبت باعث افزایش کارایی فرد می گردد و دید منفی نسبت به کار عاملی مهم جهت کاهش عملکرد فردی است.اشتیاق و علاقه به کار که از ذهنیت مثبت نسبت به کار ایجاد می شود هم زمینه های موفقیت و خلاقیت را فراهم می کند و هم باعث آرامش روحی و ذهنی فرد در طول مدت روز می گردد.

بیشتر خستگی های روزانه ما ناشی از عدم رضایت شغلی یا انجام خود کار می باشد.اگر از شغل خود ناراضی هستیم حتما باید به دنبال یک راهکار مناسب باشیم ولی اگر مجبور به انجام کاری هستیم لازم است که به کار به عنوان تفریح نگاه کنیم.در این صورت تنش و اضطراب فرد کاهش و عملکرد و موفقیتش افزایش می یابد.

صبر-استقامت-پایداری

به هنگام اجرای طرح ها و برنامه های مهم,صبر و شکیبایی جهت حصول نتیجه مناسب نقش کلیدی دارد.شتاب بیش از اندازه مخرب است و باعث اختلال در نظم موجود می شود.پایداری و استقامت از خصوصیات مهم انسان های بزرگ است .موفقیت و کامیابی بدون این ویژگی ها تقریبا غیرممکن است.

مطالب مرتبط:

اصول کامیابی(اسرار موفقیت) 

تشویق و تحسین

همه ما به اهمیتی که اشخاص به خودشان می دهند کاملا واقفیم.اهمیت دادن به خود از "احساس وجود" و "من" هر فرد  ناشی می شود و با شخصیت افراد در ارتباط می باشد و بنابراین بسیار حساس است."وجود" و "من" که هر شخصی به طور کلی از خودش احساس می کند در برابر ملامت و سرزنش شدیدا واکنش منفی و نسبت به تشویق واکنش مثبت نشان می دهد.

با توجه به توضیح فوق اهمیت تشویق و تحسین کاملا واضح و روشن است.بنابراین اگر فردی در حرفه اش دقیق می باشد و یا طرح و ایده جدیدی ارائه کرده است از وی تعریف و تمجید کنیم و در این گونه موارد در تعریف و تشویق کردن سخاوت داشته باشیم.تحسین و تعریف از دیگران موجب افزایش کارایی,ایجاد روحیه نشاط و بروز خلاقیت می گردد.البته تحسین می تواند جنبه شخصی نیز داشته باشد و فرد خودش را درصورت انجام کاری مثبت یا ابتکار عملش مورد تحسین قرار می دهد و باعث افزایش اعتماد به نفس و خلاقیت خود می شود.

وجود فرهنگ تشویق و تحسین در خانواده میان والدین و والدین با فرزندان باعث حفظ و ثبات زندگی مشترک و استحکام خانواده می گردد و میزان موفقیت هرکدام از اعضا به طور چشمگیری افزایش می یابد.به همین ترتیب تعریف و تمجید از دانش آموزان,دانشجویان,کارمندان,دبیران,شاغلان و اساتید موفق و... کارایی و عملکرد آنان را در جامعه افزایش می دهد.

مطمئنا وجود فرهنگ تشویق در جامعه و حکومت باعث پیشرفت علمی و اقتصادی و همچنین بهبود مناسبات اجتماعی و اخلاقی می گردد.غرور ملی,روحیه نشاط و فرهنگ کار و تلاش افزایش می یابد و زمینه بروز خلاقیت افراد فراهم می شود.

زمان حال (لحظه اکنون) را دریابیم

باید خاطرات اندوهبار گذشته را فراموش کرد و ترس از آینده را کنار گذاشت.باید به همین موقعیت فعلی اندیشید و زندگی خلاق داشت.گذشته و آینده حاصل رفتاری است که اکنون انجام می دهیم.

لحظه اکنون می تواند لحظه ای آرامش بخش همرا با احساس زیبایی باشد یا یک زمان مناسب برای تصمیم گیری جهت انجام فعالیتی.شاد بودن به فردا بستگی ندارد و شاید فردایی هم در کار نباشد.اگر اکنون بدنی سالم داریم قدر آنرا بدانیم که در زمان بیماری شاید دیگر دیر شده باشد.چرا که به وقت بیماری مصداق این جمله بسیار زیبای شاعر بزرگ سعدی شیرازی قرار می گیریم که فرمودند:"قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید." به همین ترتیب اگر قرار است کاری یا عملی مثبت انجام دهیم آنرا به فردا موکول نکنیم که برای هر فردایی,فرداهایی دیگر است.

عادت کردن به زندگی در زمان حال,بهترین راه جهت موفقیت و کامیابی است.

عرضه کردن خود و ایده ها

گوشه گیری و انزواطلبی زایل کننده نبوغ و خلاقیت است.آدمی باید توانایی ها و قابلیت های خود را در معرض دید دیگران قرار دهد.پیشرفت و موفقیت هر فردی با عرضه کردن ایده ها و طرح ها یش به اشخاص دیگر امکان پذیر می گردد.خود را در معرض دید دیگران قرار دادن باعث ایجاد فرصت های جدید,جهش های  شغلی و پیشرفت های مالی می گردد.

رقابت

رقابت به معنای تخریب یا حذف رقیب نیست بلکه گامی موثر جهت اصلاح,تغییر مثبت یا بهتر شدن است.رقابت یکی از مولفه های مهم جهت پیشرفت و موفقیت فردی و اجتماعی محسوب می شود.

اگر برداشت افرادجامعه,فیلسوفان,حکومت,دانشمندان علوم طبیعی و انسانی,سیاست مداران,اقتصاددانان,نخبگان و...از رقابت; معنای اصلاح و بهتر شدن باشد,تنش ها کاهش و امنیت افزایش می یابد.افراد به جای اینکه یکدیگر را تخریب کنند درجهت افزایش کارآمدی حرکت می کنند.مطمئنا این نوع تفکر باعث بهبود مناسبات اجتماعی و اقتصادی می گردد و عدالت معنای بهتری می یابد.

اگر در حوزه فردی نیز نسبت به مفهوم رقابت به همین دید تغییر مثبت و بهتر شدن نگاه کنیم هم ازنظر اقتصادی می توانیم پیشرفت کنیم و هم ازنظر روحی شرایط مطلوب تری را تجربه خواهیم کرد.حتی ایجاد روابط صمیمانه(بجای کینه,دشمنی و حسادت)با افراد موفق همکار یا دارای حرفه مشترک,یک راهکار مناسب جهت پیشرفت طرفین می باشد و در درازمدت هر دوطرف از وضعیت و شرایط موجود راضی و خشنود خواهند بود.

مطالب مرتبط:

اصول کامیابی(اسرار موفقیت)

چرا تعصب مخرب است؟

تعصب به ملیت,نژاد,زبان,مذهب,ایده خاص و هر مقوله ای زایل کننده عقل است.اصولا تعصب در ارتباط با احساسات,عقاید و اندیشه های فردی است و با معیارهای عقلی و تفکر بیگانه است.تعصبات به دشمنی,جنگ,کینه و غرور کاذب می انجامد و بدین ترتیب جهانی ناآرام و نامطمئن را تجربه خواهیم کرد.

حتی تعصب به یک روش علمی خاص خود مانعی بزرگ جهت پیشرفت های علمی است.تاریخ علم نیز گواه این مسئله است.به عنوان نمونه,زمانیکه گالیله(۱۵۴۶-۱۶۴۲م) ثابت می کند زمین مرکز عالم نیست و متحرک می باشد(برخلاف نظریه بطلمیوس و تائید نظریه کوپرنیک),ازطرف متعصبان زمان خود تا پای چوبه دار کشانده شد و اگر توبه اجباری نمی کرد چه بسا مرگش حتمی بود.

به طور کلی تعصب در هر زمینه ای, دور کننده افراد از یکدیگر می باشد.باعث رواج خشونت می شود و تفاهم را ازبین می برد.