پیاژه ضمن توجه زیاد روی پاسخ هایی که کودکان به سوالات آزمون می دادند، کیفیت این پاسخ ها و دلایلی که پشتوانه ارائه پاسخ ها بودند ، به بررسی درونی آزمودنی ها پرداخت .
نتایج کار وی را می توان در چند مقوله مطرح کرد:
1- رشد عقلی از الگوی مشخصی پیروی می کند
2- در نحوه تفکر کودکان در سنین مختلف تفاوت های کیفی وجود دارد.
3- هماهنگ با رشد و افزایش سن ، ساخت ها و توانایی های شناختی جدید نیز رشد می کند
4- رشد عقلی در حدود سال های پایانی نوجوانی کامل می شود .
پیاژه هوش را شکل خاصی از سازگاری شخص با محیط می دانست . به اعتقاد وی کودک بتدریج که رشد می کند همواره ساخت های روانی خود را از نو سازمان می دهد تا بتواند به گونه ای مطلوب با محیط خود تعامل برقرار کند . این فرایند از راه درون سازی و برون سازی انجام می گیرد .
پیاژه فرایند رشد شناختی و هوش را به چهار دوره و هر دوره را به چند مرحله تقسیم کرده که تعادل موفقیت آمیز در هر دوره مستلزم رسیدن به تعادل در مرحله قبلی است .
چهار دوره رشد شناختی پیاژه عبارتند از:
1- دوره حسی – حرکتی از تولد تا 2 سالگی
2- دوره پیش عملیاتی از 2 تا 7 سالگی
3- دوره عملیات عینی از 7 تا 11 سالگی
4- دوره عملیات صوری از 11 سالگی به بعد
به نظر پیاژه رشد هوشی به طور طبیعی در 15 سالگی کامل می شود و از آن به بعد آنچه رشد می کند پیشرفت یا یادگیری های اکتسابی است .
وی چهار عامل را در رشد هوش موثر می داند:
1- عوامل بیولوژیک
2- عوامل موازنه یا تنظیم کننده خودکار
3- عوامل عمومی که از زندگی اجتماعی سرچشمه می گیرند
4- عوامل مربوط به آموزش و پرورش و انتقال فرهنگی به نظر پیاژه دوره های رشد در همه فرهنگها رخ میدهد و توالی آنها تغییرنا پذیر است و از نظر سن پیدایش هر مرحله، تفاوتهای فردی وجود دارد .
وی به طور کلی هوش را به عنوان فرایندی سازشی تصور می کند. ازنظر پیاژه سازگاری مستلزم ایجاد و تعادل بین ارگانیسم و محیط است .
مهمترین ویژگی این نظریه جهت گیری تحولی یا رشدی آن است . در مرکز ثقل سیستم او این قضیه قراردارد که عملکرد هوش فرد در مراحل مختلف زندگی به لحاظ کمی و کیفی فرق می کند .
| هیلگاد روانشناس آمریکایی در یک تعریف جامع یادگیری را اینگونه تعریف میکند: " یادگیری یعنی؛ تغییر نسبتا پایدار در رفتار که بر اثر تجربه در تواناییهای بالقوه فرد بوجود میآید." |
این تفکر که "در آینده از اهمیت و جایگاه یادگیری کاسته خواهد شد"، محال است. توجه ، مطالعه ، اظهار نظر و نظریه پردازی در حوزه یادگیری و روشهای آن از قدمتی چند هزار ساله برخوردار است و به نظر میرسد این وضع در آینده هم ، همین باقی خواهد ماند. انسان همیشه دنبال روشهای جدید و بهتری برای یادگیری است. در حال حاضر پژوهشهای مرتبط با "یادگیری شناختی" از پرکارترین و مقدمترین حوزهها است و در آینده هم این حوزه فعالیت بیشتری خواهد داشت.
منبع:http://www.roshd.ir/
1- اسـتـرس: تحقـيـقات نشان ميدهد استرس و نگراني در طولاني مدت ميتواند كُشنده باشد؛ بهويژه استرسهاي محل كار كه احـتـمال ابتلا به بيماريهاي قلبي، آنفلوانزا، سندرم متابوليك و افزايش فشار خون را تشديد ميكند.
2- غصه و تقدير: اندوهگين بودن، نه تنها از نـظـر اجـتـمـاعي مضر است بلكه تاثيرجسمي نامطلوبي نيز دارد. مطالعات نشان ميدهد افراد مبتلا به بيماريهاي عروقي اگر اندوهگين و غـصـه دار بـاشـنـد زودتـر مـيمـيرند. محققان ميگويند نوع شخصيت روي سيستم ايمني بدن و همچنين سيستم واكنش به استرس در انسان تاثير ميگذارد.
3- اضطراب: بر اساس يافتههاي علمي، ميزان ابتلا به زوال عقل و آلزايمر در افرادي كه كـــمـــتـــــر مـــضـــطـــــرب مـــــيشــــونــــد، پــــايــيــــنتــــر است. تحقيقات نشان داده است خطر ابتلا به زوال عـقـل در سـالـمـنـدانـي كـه آرام هـستند،50 درصد كاهش مييابد.
4- فـقـدان خـويشـتـنداري: آيا وقت ملاقاتتان دير شده و يا نميتوانيد كارهايتان را منظم كنيد و به اين خاطر كنترل خود را از دست دادهايد؟ پس بدانيد كه اين عدم خويشتنداري ميتواند به سلامت شما آسيب برساند. محققان ميگويند انـسـانهـاي خـوددار نسبت به ديگران عمر طولاني تري دارند.
5- دلواپسي: افراد به شدت عصبي كه دائـمـا نـگـران و مـضطرب و مستعد ابتلا به افسردگي هستند به طور متوسط زودتر ميميرند. بهعلاوه، اين افراد اغلب بيشتر سيگار ميكشند به اميد اين كـه سيگار اضطراب آنها را كاهش دهد اما متاسفانه با اين كار عمر خود را كوتاه ميكنند.
6 - بيهدفي در زندگي: اگر احساس ميكنيد در زندگي خود هدفي نداريد بايد بدانيد كه زمان سكونتتان بر روي كره زمين يا به عبارتي عـمـرتـان كوتاه خواهد شد. پژوهشها نشان ميدهد كساني كه اهداف بالايي در زندگي دارند به زوال عقل مبتلا نميشوند و ديرترهم ميميرند.
7 - بدبيني: بدبيني و بدگماني نسبت به ديگران يك ويژگي شخصيتي است كه به گفته دانشمندان به خصومت و دشمني بازميگردد و خــطـر ابـتلا به بيماريهاي قلبي را افزايش مـــيدهـــد. ايـــن افــراد اغـلــب در رفـتــار مـردم انگيزشهاي خصمانه پيدا ميكنند. دكتر بويل در مــطــالــعـات خـود نـشـان داده افـراد بـدبين 25درصد بيش از ديگران در معرض ابتلا به بيماريهاي قلبي هستند و به مراتب استرس بيشتري را در طول زندگي تجربه ميكنند.اگر شما هم صادقانه تصور ميكنيد كه هركدام از اين مشكلات را داريد، از همين امروز به خاطر سلامت خودتان هم كه شده براي رفع آن تلاش كنيد.
منبع:سایت نواندیش
-کسب مهارت در حرفه خود و تقویت مداوم آن
-ایجاد ارتباطات اجتماعی قوی و موثر
-تصمیم قاطعانه در انجام امور
-تلاش و کوشش بیشتر و هدفمند نسبت به گذشته
-بایگانی اطلاعات.
افراد موفق,اطلاعات مهم را بایگانی می کنند تا در موقع لزوم بتوانند مجددا از آن استفاده کنند.-تفکر بر روی هدف های واقعی و اصلی
-پرهیزاز تلفن های غیرضروری و تنظیم مدت زمان تلفن های ضروری
-پرهیزاز برنامه های بی محتوای تلویزیون
-تفکر و تجسس بر روی راه حل ها نه مشکلات
.درحقیقت فرد باید به گونه ای عمل کند که ازطریق افکار خلاق خود,مشکلات را حل کند نه اینکه در خود مشکل غرق گردد.-دوست داشتن خود و برای خویشتن ارزش قائل شدن
-داشتن انگیزه قوی و پشتکار
-تقویت ذهن و جسم
-آمادگی داشتن جهت یادگیری بیشتر
.همواره مطالب مهمی برای یادگیری وجود دارد و انسان ها در هیچ زمینه ای کامل نیستند.-به جای انجام کارهای غیرضروری
,باید به کارهای کلیدی و مهم پرداخت.-برطرف کردن نقاط ضعف اصلی و عواملی که باعث محدودیت ما می گردند.
-گفتگو با خود
.گفتگوهای مثبت و سازنده باعث افزایش اعتماد به نفس و موفقیت بیشتر فرد می شود.-کنترل احساسات جهت کنترل زندگی و سلامت جسم
-شهرت یافتن ازنظر عملکرد عالی
-پرهیزاز پیش فرض های غلط
-حرکت گام به گام و مرحله به مرحله
.عموما پیشرفت در کارها,جهشی نیست بلکه مراحلی دارد که فرد لازم است این مراحل را طی کند.-افزایش کیفیت کارها.افراد موفق بر کیفیت امور تاکید دارند نه بر کمیت آن.
-تمرکز جهت دستیابی به ایده های جدیدتر
-رعایت نظم و انضباط در کارها
-استقامت در برابر مشکلات
-جلب اعتماد دیگران
-افزایش سرعت عمل در کارها
*استفاده از مطالب فقط درصورت ذکر منبع مجاز می باشد
-تلاش و کوشش مستمر به جای استراحت طولانی مدت که بیانگر پایبندی و تعهد شخص به سخت کوشی است.البته تلاش و کوشش باید درجهت رسیدن به اهداف ازقبل تعیین شده باشد.
-کنترل و تسلط بر ترس ها.جهت موفقیت در کارها باید با ترس ها روبرو شد.
-برقراری روابط اجتماعی موثر که بدون ایجاد ارتباط عاطفی امکان پذیر نیست
-عدم احساس گناه نسبت به وقایع گذشته ازطریق اصلاح نقاط ضعف
-ایجاد ارتباط صمیمانه با همکاران و حتی با افرادی که رقیب ما به حساب می آیند
-نگرش مثبت به خود و خوشبین بودن نسبت به آینده.حتی درصورت بروز مشکلات و نگرانی ها نیز باید با همین استراتژی با آن روبرو شد.
-برقراری ارتباط بیشتر با اشخاصی که ما را در فعالیت های مان حمایت می کنند و تلاش جهت تقویت چنین ارتباطاتی,یک عامل موثر و مهم پیشرفت در آینده محسوب می شود.
-افراد موفق از کمک کردن به دیگران جهت دسترسی به اهدافشان دریغ نمی کنند.
-عملگرایی از ویژگی های مهم افراد کارآمد می باشد
-استفاده از نظریات و تجربه های شخصی دیگران
-جدیت در کارها
-وظیفه شناسی که بیانگر عملکرد موثر و کارای شخص می باشد
-آینده نگری در کارها و امور مربوطه
-استراحت و تغذیه مناسب.استراحت نباید منجربه تنبلی فرد گردد و باید از پرخوری که باعث آسیب جسم و قوای بدنی-ذهنی می گردد پرهیز کرد.
-بخشش خود و دیگران به هنگام بروز اشتباهات
-زندگی کردن در زمان حال و لحظه اکنون نه در گذشته
-پرهیزاز انتقادات غیر موثر و بی جا نسبت به دیگران و بررسی انتقادات دیگران نسبت به خود
-نه گفتن به خواسته های بی جای دیگران
-دسترسی به اطلاعات بیشتر در حوزه کاری خود و به روز بودن
-پرهیزاز انجام کارهای جزئی-فرعی و بی اهمیت
-انعطاف پذیر بودن و تغییر عقیده به هنگام اشتباهات
-شنونده خوب بودن که نشان دهنده اهمیت دادن به دیگران می باشد
-دوست داشتن خود و دیگران
-پایبندی به اصول اخلاقی
-داشتن برنامه هایی جهت برقراری ارتباط بیشتر با اشخاص با نفوذ و کارا
-سماجت در کارها و پی گیری امور
-پیاده روی و ورزش
-مذاکره به هنگام بروز اختلافات و یافتن زمینه هایی مشترک جهت ادامه مذاکرات
*استفاده از مطالب فقط درصورت ذکر منبع مجاز می باشد